میتونم به طور صددرصد،با اطمینان کامل،بدون شک،بعد مدت ها بگم جمعه هفته قبل بهترین روز زندگیم بوده،واقعا گاهی 

وقتا ذهن آدم نیاز به خالی بودن داره،نیاز به پوچ بودن،جوری که هیچ چیز تو سرت نباشه...

البته بنده همیشه یک آویزون،یک معضل همراه خودم دارم که نمیزاره یه ثانیه هم فکرم آزاد باشه و این یعنی اوج بدبختی...

اما فردا تانمیدونم کی قراره به زادگاهم برم یه چیزی تو مایه های همین عکس بالایی،جایی دور از شهر،دور از هیاهو،دوراز

هرچیزی که ذهنمو درگیر کنه،واقعا بعد مدت ها خوشحالم...

خوشحالم که ذهنم به طور حتم خالیه خالی میشه...دوس دارم هرکس و هر چیزی که باعث میشه ذهن و حالم رو درگیر

چیزهای بد میکنه از تو روزمرگی های زندگیم حذف کنم تا بلکه آروم شم

واقعا منتظر همچین روزیم...خداکنه اون روز همین نزدیکی ها باشه...