امروز سر کلاس دین و زندگی دبیر از خدا و وجود انسان حرف میزد...

میگفت همه موجودات از جمله انسان ها پدیده ای هستند که وجود و هستی شان از خودشان نیست و در وجود و هستی 

نیازمند خداوند هستند...و هر معلول یک علتی داره...

به طور مثال:ساعت که ساخته میشه سازنده ای داره به نام انسان،درواقع یعنی ساعت معلول و انسان علت آن...

هر چیزی تو این دنیا وقتی میگیم وجود داره یه علتی هم داره که اگه نداشته باشه یعنی نیست ،وجود نداره...

حالا انسان هم میتونه معلول باشه و علت آن خدا...

وقتی دبیر دین و زندگی همچین حرفی زد در پایان کلاس ازش پرسیدم:

شما گفتید ما وجودمان از خودمان نیست و هر چیزی که ساخته میشه،وجود داره پشت آن یه علتی هم داره 

ما میگیم حیوانات وجود دارند چراکه خدا علت آن هست،انسان وجود دارد چون علت آن خدا هست ...

ما میگیم خدا وجود داره پس حتما یه علتی هم داره،یه چیزی که اون رو به وجود آورده باشه،یا خدا علت داره یا وجود نداره،هوم؟؟

دبیر گفت:همه حرفای شما درست هست ولی خدا آخرین علت است و بعد اون هیچ چیزی وجود نداره واگه قرار بود برای

هرچیزی یک علتی پیدا کنیم حتی برای خدا پس این سلسله وار ادامه پیدا میکرد و یک چرخه نامحدودی میشد...پس یه

چیزی باید پایان پیداکنه...بعد حرف زدناش گفت:قانع شدی؟؟

گفتم:نه،حرفتون منو قانع نکرد.مگه نمیگید خدا وجود داره؟؟و تو کتابم اومده که هر چیزی که وجود داره علتی هم داره و بازم

گفتم یا مطمئنا خدا وجود نداره یا اگه وجود داشته باشه علتی هم داره

دبیر گفت:شاید علت داشته باشه!!!و هیچ جوابی واسه سوالم نداشت...مطمئنا سوالم جواب داشت اون سواد به حد کافی

نداشتحالا میخوام بدونم علت خدا کیست؟؟وشایدم چیست؟؟؟..