و الآن چهار سالی درکنارما هستی...چهارسال در خانواده ی ما بوده و من چقدر از بودنت خوشحالم..

خوشحالم از اینکه وجودت درهمه جا حس میشود و نقش بسیار پررنگی در ذهن و یاد و خاطرم داری..

چراکه خوب ترین،بدترین،هیجان انگیزترین،شیرین ترین،تلخ ترین،ترسناکترین و.. را درکنارت گذراندم...

کنار تو خاطرات خوب و بد زیاد بوده اما همان خاطرات بد هم به شیرینی عسل تبدیل میشود چرا که

شاید همان لحظه خوشایند نبوده اما بعد پی به تمام اون لحظات میبرم،لذت بخش تراز خاطرات خوب بوده..

توشاید سخت ترین آزمایش زندگیه من بودی..خودت میدونی چی دارم میگم..خودت میدونی که چیا سرم اومده 

و چیا زندگی برام تاب الآن رقم زده اما هرچی که بود تموم شد و رفت و امروز رو باید چسبید..

امروز یک روز خاصه..هیچ وقت تو این چهارسال به خاص بودن این روز توجه نکرده بودم..اما امسال برای من یه چیز 

دیگست..دارم به این فکر میکنم اولین سال چه نوع رفتاری داشتمsmileyفراموش نشدنی است.

دقیقا جایگاه همیشگی نشسته بودمو تو وارد یک دنیای جدیدی شدی،یکسال بزرگتر و همه باید فرق میکرد

از اخلاق تا کردار و منش و تیپ و قیافه و وضعیت و جایگاه اجتماعی و...الآن که دارم اینارو برات مینویسم در حال گوش 

دادن به یکی از آهنگ های موردعلاقتم به نامIlyas Yalcintas - Icimdeki Dunam...یادش بخیر..تو طول راه مدرسه هروقت 

اینو میزاشتی اعصابم خورد میشد و میگفتم وقتی متوجه نمیشی چی میگه چرا هی گوش میدی؟و تو به حرفم گوش میدادی

و آهنگ رو عوض میکردی اما الان چندوقته که عاشق آهنگ های الیاس شدم و اکثر آهنگ هاشو

دانلود کردم و هرروز گوششون میدمیه حس خوب بهم دست میده،آروم میشم،نمیدونم چی میگه اما خوبه

(البته ناگفته نماند که معنی هاشو میرم میخونم)همینجور الکی گوشنمیدم..این متنی که برات نوشتم خونتون بودم و توهم

طبق معمول خواب بودی داداش منsmileyدقیقا الآن12ساعته که روز تولدت شروع شدهsmiley و من خیلی خوشحالم که تو بدنیا اومدی بچه جونwink..یعنی اومدنت تو این دنیا،بزرگ شدنت و وارد خونوادمون شدنت همه چیزش اتفاقی نبوده و کاملا واضح بوده...تولد تو،روز تولد تو با تمام روزای دیگه فرق میکنه..ازبس هیجان دارم که ت وپوست خودم نمیگنجه..

خیلی حس خوبیه روز تولدت داداش همه چی تموم من..

شاید تو بیشتر برای من فرستاده شدی نه خواهرم...برای من فرستاده شدی تا من بتونم به خودم بیام،تنها نباشم

و از لاک تنهایی کمی بیشتر دربیام..تو بهترین اتفاق زندگیمی داداش مهربونم،،،

اونی که تورو داره باید روزی هزار بار نماز شکر بخونه..خوشحالم که خواهرم تورو داره...

راستی یه چیز دیگه کادوی تولدت که میدونی چیه بچه جون...باز هرجا رفتی آبرومو نبری

ونگی این چی بود خریدی و کم خرج کردی چرا کهدرکنار هدیه ای که میلیون ها می ارزهlaugh و عمرا میتونستی همچین چیزیو پیدا کنی یه چیز دیگه ای هم هست..فکرنکنم بتونی حدس بزنی مثل همیشه..

جــــــــــــــــــــــــــــــــورابــــــــ...خخخخخخخخ..یادته قرار بود5بار برات جوراباتو براساس شرط بندی ای که کرده بودم بشورم؟؟ومن تن به این ذلت ندادم و الآن ترجیح میدم ماهی یه دونه برات جوراب بخرم..

آخه هم تو جوراب خوره داری هم من نذرم ادا میشه..باز بهم خسیس نمیگیااا...

نکهجورابات نانو هست برام گرون در میاد همشو یه دفعه ای بخرم.winklaugh

خب بیا حساب کنیم اگه دونه ای20تومن باشه 5تا میشه100هزااار تومن..واووو چخبرههه بابا...laugh

دوس دارم تا آخرین تولدت کنارت باشم،همیشه همیشه اما مثل همیشه خیال میکنم نیستم،،،

باز ناراحت نشو ازاین حرفم..بقول خودتآدم باید روراست باشه دیگهه..

چیه دوست داری بگم نه همیشه هستم و ازاین شروورا؟؟تیکه حرفمو بگیر،اوکی بچه جون؟؟smiley

راستی ازت ممنونم بابت اون کاپ کیکی که روش پراز خامه ی کاکائویی بود،سال بعد جبران میکنم،نگران نباشsmiley

 

وبازهم میگم تولدت مبارک...ایشاا... هزار سال زنده که نه اما90سال زنده باشی

،چخبره این همه اغراق؟؟1000سااال؟؟میخوای باشی که چی بشه؟؟خخخ...

و همیشه سربلندباشی و به جایگاه های بهتری برسی...angelblushheart